تبليغاتX
تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت

 
سخنانی از پروفسور حسابی پدر علم فیزیک

بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.


برچسب‌ها: استادعشق

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 3:1 بعد از ظهر توسط معصومی |


یک روز از  اینشتین  خواستند که توصیه ای به دانشجویانش بکند واو بدون معطلی

وتردید گفت:من ازدانشجویانم می خواهم که روزی یک ساعت تمام ایده  و

افکاردیگران راکناربگذارند و خودشان بیندیشند .سخت است ولی بااین کار پیشرفت

بهتر وبیشتری خواهندداشت.

فاصله گرفتن ازافکار عقاید وایده های دیگران یکی از ارکان ضروری

 

خلاقیت ونوآوری است.


برچسب‌ها: توصیه طلایی اینشتین

+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 7:0 بعد از ظهر توسط معصومی |


آکواریوم‎ جور مکانی فوق العاده زیبا در جیاآتلانتای امریکا

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 6:1 بعد از ظهر توسط معصومی |


 
لبخند را فراموش نكن

دختر كوچكي هر روز پياده به مدرسه مي رفت و بر مي گشت . با اينكه ها آن روز صبح هوا زياد خوب نبود و آسمان نيز ابري بود ، دختر بچه طبق معمولِ هميشه ، پياده بسوي مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر كه شد ،‌ هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شديدي درگرفت.
 مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد يا اينكه رعد و برق بلايي بر سر او بياورد ، تصميم گرفت كه با اتومبيل بدنبال دخترش برود . با شنيدن صداي رعد و ديدن برقي كه آسمان را مانند خنجري دريد ، با عجله سوار ماشينش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد. اواسط راه ، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل هميشه پياده به طرف منزل در حركت بود ، ولي با هر برقي كه در آسمان زده ميشد ، او مي ايستاد ، به آسمان نگاه مي كرد و لبخند مي زد و اين كار با هر دفعه رعد و برق تكرار مي شد.
زمانيكه مادر اتومبيل
  خود را به كنار دخترك رساند ، شيشه پنجره را پايين كشيد و از او پرسيد : " چكار مي كني ؟ چرا همينطور بين راه مي ايستي؟"
دخترك پاسخ داد،" من سعي مي كنم صورتم قشنگ بنظر بيايد، چون خداوند دارد مرتب از من عكس مي گيرد."
 
i77.jpg
در طوفانها لبخند را فراموش نكنيد.
 
 
 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 1:32 بعد از ظهر توسط معصومی |


بنده ای خدا را گفت:اگرسرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم...؟
 

http://mrg20102003.persiangig.com/image/khoda.jpg
 

 خدا گفت : شاید نوشته باشم هرچه دعا کند ...
 
 
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 2:36 بعد از ظهر توسط معصومی |


با تو كمبودها و دلتنگيهايم را روي گلبرگهاي خيس ياس رها كردم تا زمين آنها را درآغوش بگيرد و به اعماق ببرد تا ديگر احساس نشوند.

با تو تمامي نداشته هايي كه آرزوی داشتنشان يك لحظه رهايم نميكرد روي بال پرنده هاي مهاجر گذاشتم تا با كوچشان انها را به سرزمين ديگر ببرند.

با تو همه بي و فايي هاي روزگار را روي شن هاي ساحل نوشتم تا موج هاي دريا آنها را بشويد وپاك كند.

با تو من باغبان مزرعه مهرباني شده ام و پاشيدن بذر محبت بهترين سرگرمي ام شده است ديگر در فريادهايم بغض نيست خنده لبهايم به تلخي نمي شيند و ديگر حسرتي در عمق نگاهم ديده نميشود.

ديگر خبري از نگاه هاي سرزنشآمیزعقل به دل نيست وقتي لرزشش به خاطر نگاه توست.

ناخداي كشتي من خوب پيش ميرود حتي اگر دريا طوفاني شود گويي كشتي وجودم در لنگر است.

خدايا تو گل قلبم هستي با تو قدرت پرواز به بيكرانه ها دارم با تو عاشق زيستنم عاشق لبخند زدن به افق رفتن وآسمانی شدنم.

چراغ كلبه دلم هميشه با وجود تو روشن است.

با تو برچسب بطلان زدن بر نظريه هاي پوچ نااميدي را خوب بلدم.

ديگر منتظر سكوت شبها نيستم با تو هر لحظه در آرامشم.

ديگر وقتي نگاه هاي مظلومانه ام را بهآرزوهای دور خيره ميكنم بي اراده نمي بارم چون اميد به تو لحظاتم راسبز كرده است.

ديگر واژه هاي ناممكن محال شايد وكاش نشاني ذهن مرا از ياد برده اند.

با تو تنها ذهن من واژه خواستن را به حافظه اش مي سپارد.

نگاه خالصانه و ثابت را تا ابد تقديمم كن و لطف بيكرانت را نثارم.

من با تو تلاطم عشق را در مردمك چشمانم مي پذيرم و هر لحظه نيك شدنم را از ارزويي رو به تحقق طلب ميكنم.

من نجواهايم را با تو دوست دارم

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391 5:4 بعد از ظهر توسط معصومی |


بگذار هر روز رويايي باشد در دست

بگذار هر روز عشقي باشد در دل

بگذار هر روز دليلي باشد براي زندگي

let every day be a dream we can touch

let every day be a love we can fell

let every day be are ason to live

كلودياادرين گراندي


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391 10:43 بعد از ظهر توسط معصومی |


این مدرسه از سوی یونسکو لقب کوچک ترین مدرسه جهان را  گرفته است.اما عبدالمحمد شیرانی سرباز جوانی که معلم این مدرسه کوچک درشهر کالوی ایران است.

ازاین مدرسه کوچک به عنوان بزرگترین اتفاق زندگی خود یاد می کند.شیرانی ۲۳ساله معلم این مدرسه کوچک بوده و۴دانش آموز زیر دست او درس می خوانند.

آقای شیرانی به تنهایی معلم   منشی  کتابدار  سرایدار  وتامین کننده بودجه این مدرسه است.

شیرانی   پس از گذراندن دوسال خدمت سربازی دریک روستا کار آموزش خودراآغاز کرده است.

که در آن تنها ۷خانواده (۳۵) نفرسکونت دارند.دولت ایران سربازان دیگری رانیز برای خدمت رسانی به

مردم این روستا اعزام کرده است.بسته به نیازروستا  بعضی ازسربازان معلم می شوند وبرخی دیگردر

کلینیک های درمانی مشغول  به کاربوده ویابرفعالیت های کشاورزی اهالی نظارت می کنند.


برچسب‌ها: کوچک ترین مدرسه جهان

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 3:12 بعد از ظهر توسط معصومی |


در چند هفته گذشته هنرمندی به نام Sonja Hinrichsen به کمک پنج تن دیگر از دوستانش توانستند یک اثر هنری بر روی برف ایجاد کند. نکته جالب در مورد این اثر این است که تمام آن بوسیله قدم زدن و رد پا ایجاد شده است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 1:7 بعد از ظهر توسط معصومی |


كار خداست
پرس وجو از كار او كاری خطاست
هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، كورت می كند
تا شدی نزدیك، دورت می كند
كج گشودی دست، سنگت می كند
كج نهادی پای، لنگت می كند
با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو وغول بود
خواب می دیدم كه غرق آتشم
در دهان اژدهای سركشم
در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...
نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا هر چه می كردم، همه از ترس بود
مثل از بر كردن یك درس بود
مثل تمرین حساب وهندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تكلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا كه یك شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یك سفر
در میان راه، در یك روستا
خانه ای دیدم، خوب وآشنا
زود پرسیدم : پدر، اینجا كجاست ؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!
گفت : اینجا می شود یك لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه كرد
با دل خود، گفتگویی تازه كرد
گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟
گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده و بی كینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی می دهد
هیچ كس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است...
تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست
دوستی، از من به من نزدیك تر
از رگ گردن به من نزدیك تر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاك وبی ریا
می توان با این خدا پرواز كرد
سفره ی دل را برایش باز كرد
می توان درباره ی گل حرف زد
صاف وساده، مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سكوت آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان وآشنا :
"پیش از اینها فكر می كردم خدا ...

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390 2:1 بعد از ظهر توسط معصومی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید اشک بریزی،لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد. شکسپیر


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ارسال جزوات دانشگاه
بانک اطلاعات مقالات علمی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اردیبهشت 1391

فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو


برچسب‌ها

کوچک ترین مدرسه جهان (1)
توصیه طلایی اینشتین (1)
استادعشق (1)


پیوندها

وبلاگ استاد خوبم محمد آتشک
دکتر شیری
دنیای من
وزارت اموزش وپرورش
موتورجستجوی فارسی
ارزشیابی تحصیلی
آموزش‌‍،پژوهش،پرورش
اموزش مجازی کامپیوتر
مجله یادگیری از راه دور
فصلنامه تعلیم وتربیت
فصلنامه های آموزش وپرورش
دانشنامه تعلیم وتربیت
سایت تخصصی علوم
روش تدریس
هنرمعلمی
خودارزشیابی
رادیو معلم
یادگیری برای زندگی
بانگ وبلاگهای آموزشی
جامعه فارغ از مدرسه
فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی
روشهای نوین تربیت و تدریس
گروههای آموزشی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


آمار سایت


صدای باران در وبلاگ شما

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ